مسیر سایت: وبسایت شخصی علی سرزعیم » نوشته های تلگرام » سنت های انتخاباتی احمدی نژاد و میراث داران آن

سنت های انتخاباتی احمدی نژاد و میراث داران آن

2017-05-14

احمدی نژاد تاثیرات گوناگونی داشت و سنتهای مختلفی بر جای گذاشت که یک بخش آن در انتخابات است. به اختصار این سنت ها را مرور می کنیم تا با استفاده از این الگو، میراث داران این سنتها و مصادیق احمدی نژادیسم را شناسایی کنیم: 1- دغدغه اقتصاد نمایی: اولین شیوه ای که احمدی نژاد به اصول گرایان یاد داد این است که به جای تصریح اصول ارزشی و ایدئولوژیک در انتخابات، دغدغه های اقتصادی را موضوع تبلیغات خود قرار دهید. این امر برای مقابله با اصلاح طلبان و طبقه متوسط که مطالبات سیاسی دارند حربه خوبی است زیرا می توان از لایه های غیرسیاسی جامعه یارگیری کرد. وقتی که رای گرفتیم زیر همه چیز زده و می گوییم که انگیزه اصلی ایدئولوژی و ارزشها بوده و قرار نبوده که رفاه اقتصادی انگیزه اصلی حکمرانی باشد. 2- اپوزیسیون نمایی: قرارگرفتن در موقعیت اپوزیسیون شیوه دومی بود که احمدی نژاد به کار بست و نشان داد که جواب می دهد. یعنی کسانی که همواره بخش اصلی قدرت حاکمیت را در دست داشته اند در کالبد کسانی می روند که گویی اصلا در حکومت نبوده اند و مسئولیتی در قبال وضع موجود ندارند و به نقد وضع موجود می پردازند. بهترین راه نیز همواره این بوده که دیوان سالارها و تکنوکراتها مقصر وضع موجود قلمداد شوند و آنها بابت کاستی های موجود سرزنش شوند. 3- سیاه نمایی: در این شیوه پیشرفتها نادیده گرفته شده و صرفا بر نقاط تاریک تمرکز می شود. حربه های این کار نیز ده برابر یا صدبرابر نشان دادن فساد است. روشن است که این کار وقتی کامل می شود که فرد خود را ضدفساد معرفی کند. برای اینکه این راهبرد به خوبی جواب دهد لازم است تا چنین القا شود که مسئله اساسی کشور ما تدبیر نیست بلکه فساد است. اگر افراد فاسد بر سر کار نباشند حل مشکلات کار دشواری نخواهد بود چرا که راه حلها معلوم است ولی انگیزه های نفع شخصی مانع از اتخاذ این راه حلهاست. 4- مردمی نمایی با دو قطبی سازی: در این رویکرد تلاش می شود تا جامعه به دو بخش برخوردار و فقیر، توده و نخبه، اصیل و غرب زده و ... تقسیم شوند و صرفا مطالبات بخش فقیر جامعه به عنوان مطالبات درست و واقعی اظهار شود و همنشینی با فقرا و رفتن به خانه های آنها و دیدار با آنها به عنوان نماد همراهی با جامعه قلمداد گردد. در عین حال تخطئه نخبگان و عقلا و اندیشمندان قوم اینگونه توجیه می شود که آنها ضدمردم هستند و دغدغه مردم را ندارند. 5- مستقل نمایی: احمدی نژاد که همواره بخشی از جریان اصول گرا بود در انتخابات شورای شهر علامت آبادگران را علم کرد تا رد پایی از جریانات اصولگرا برجا نگذارد و خود را متفاوت نشان دهد. در انتخابات 84 نیز رای اصولگرایان در پشت او بود و با حمایت آنها تایید صلاحیت شد اما در منظر مردم نه تنها خود را مستقل از احزاب موجود نشان داد بلکه همه احزاب موجود را فاسد قلمداد کرد. احمدی نژادهای جدید نیز که بر خوان قدرت اصولگرایی بزرگ شده اند امروزه خود را مستقل عرضه می کنند و شجره نامه سیاسی خود را انکار می کنند. 6- دنیاگریزنمایی : ایده اصلی احمدی نژاد این بود تا عطش قدرت خود را در پشت زندگی ساده و غیرتشریفاتی پنهان کند و با نمایش ساده زیستی چنان القا کند که به دنیا اقبالی ندارد اما واقعیت آنست که دنیاخواهی المانهای مختلف دارد. برای برخی قدرت، برای برخی شهوت، برای برخی ثروت و برای برخی اشتهار جذابیت ویژه ای دارد و همه آنها نمادهای دنیاخواهی هستند. چه آیه زیبایی است کلام خداوند در سوره آل عمران آنجا که می گوید: زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب والفضه و الخیل المسومه والانعام و الحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا یعنی زینت داده شد برای مردم علاقه شدید به خواهشها از قبیل زنان وفرزندان و گنجینه های پر از طلا و نقره و اسبان نشان دار و چهار پایان و مزارع ، اینها وسیله زندگی دنیاست. حرص قدرت همان قدر زننده است که عطش ثروت و ولع شهوت! نتیجه این انتخابات به خوبی نشان خواهد داد که جامعه ما چقدر از گذشته درس آموخته است. https://telegram.me/ali_sarzaeem