اخيرا در مصاحبه اي بحث عقيدتي پيش كشيده شد. من نظر واقعي ام را گفتم شايد براي برخي دوستان عجيب بود اما در اينجا به صراحت آن را تكرار مي كنم تا اگر مخاطبين هميشه ساكت نقدي دارند بيان كنند. هنوز كه هنوز است اعتقاد دارم كتاب هاي شهيد مطهري بهترين مدخل براي آشنايي با دين است. انصافا درك منطقي و مستدل همراه با شيوه بيان خوب مزيت اصلي كتابهاي اوست اما اين به آن معني نيست كه همه چيز در آن باشد يا هيچ اشكالي نداشته باشد و يا خداي نكرده مثل قرآن براي همه زمانها جاودان باشد. نه اصرار بيهوده براي يافتن پاسخ سوالات جديد از كتب گذشته از جمله كتاب هاي شهيد مطهري بي فايده است و صرفا نشان از تعصب دارد. در رابطه با ديدگاه هاي متاخرين از جمله دكتر سروش و استاد ملكيان دو خاطره همراه با يك توضيح مشخص كننده ديدگاهم است. نخست آنكه در سال هاي پاياني تحصيل در دبيرستان معلم ديني از شخصيت هاي مذهبي قم بود به ما توصيه كرد كه سراغ حرفهاي جديد نرويد. من از روي كنجكاوي مشهورم پس از كلاس از او سوال كردم كه منظور او كيست و چرا؟ جواب داد كه افرادي چون سروش. استدلالش مهم بود مي گفت مثلا هيوم انتقاداتي را به برهان نظم مطرح كرده كه جواب دادن به اين انتقادات مستلزم عمري مطالعه فلسفه است و شما كه نمي خواهيد فلسفه بخوانيد خود را به دردسر نياندازيد. در سالهاي دانشجويي توصيه او برايم تحقيرآميز جلوه مي كرد و تا حدي متحجرانه. از اين رو به سراغ دفتر مطالعات و كارهاي روشنفكري رفتم. الان پس از سالها طي مسير نكته درستي در حرفهاي آن معلم مي بينم و آن اين است كه در جستجوي حقيقت نبايد بي پروا بود. شايد حرف من خيلي عجيب و غيرمتعارف و غيرقابل قبول باشد. اما تصور مي كنم فرو رفتن به مباحث انديشه اي همانند آب شور است يعني هرچه بخوري تشنه تر مي شوي و از سيري خبري نيست. لااقل مطمئنم كه كمياب ترين چيز در اين عالم يقين است. تلاش براي تحكيم اعتقادات از طريق خواندن كتاب هاي فكري اشتباه است چرا كه هر چه جلوتر روي ذهن تيزتر مي شود و در هر استدلال توان بيشتري براي اشكال يابي پيدا مي كند. ثانيا بي محابا جلورفتن منجر به اين مي شود كه به لحاظ ذهني فرد ( لااقل من چنين احساسي داشتم) متوجه مي شود كه در برخي استدلالات گذشته كه قبول داشته رخنه هايي مي توان كرد اما چون قرار نيست فلسفه بخواند نخواهد توانست تا جايي پيش برود كه قدرت نقادي پيدا كند. به عبارت ديگر معتقدم آنچه كه مي گويند شبهه افكني در ذهن كار درستي نيست يك وجه غلط و يك وجه درست دارد. وجه غلط آن همانا جلوگيري از آزادي فكر است اما وجه درست آن اين است كه داوري در برخي عرصه ها منوط به كسب دانش و اطلاعات است كه با تحصيلات جدي و مطالعات مستمر يعني حرفه اي شدن در جستجوي حقيقت ميسر مي شود. نمونه آن استاد ملكيان است. ايشان شغلش و رشته اش چيز ديگر بود اما دغدغه جستجوي حقيقت چنان برايش جدي شد كه اين كار تمام وقت يا بهتر بگويم تمام عمر و هستي او را به خود اختصاص داد. ما كه نمي خواهيم جستجوگر حرفه اي حقيقت شويم بايد محتاطانه با مسائل برخورد كنيم. مثلا وقتي كه قرار نيست در حوزه تجارت بين الملل تحصيل كنم شايد دليلي نداشته باشد تا با برخي از ايده هاي موجود در آن آشنا شوم چرا كه به اين ضرب المثل انگليسي معتقدم كه دانش كم خطرناك است little knowledge is dangerous. مثال عملي آن هم اينكه شخص من در حال حاضر نسبت به وجود خدا ترديد ندارم و دليلي هم نمي بينم تا بروم به نقدهاي وارده بر برهان هاي خداشناسي آگاهي پيدا كنم. مطالب گفته شده يك بعد داستان بود. بعد ديگر در اين خاطره دوم ظاهر مي شود. دكتر موسي ديباج فرد انديشمندي است كه زماني براي سخنراني در دانشگاه شريف دعوتش كرديم. حين صحبت هاي قبل از مصاحبه گفت كه توصيه نمي كنم فلسفه بخوانيد به دليل اينكه فلسفه شما را در خود فرو مي برد از زندگي عادي باز مي دارد و .... گفتيم پس چرا شما فلسفه خوانديد؟ گفت من فلسفه را انتخاب نكردم بلكه فلسفه مرا انتخاب كرد. يعني به حالتي بودم كه ديگر نمي توانستم نخوانم. حال در عين اينكه اعتقاد دارم بي جهت نبايد به دنبال ديدگاه هاي مختلف رفت اما معتقدم كه ذهن آزاد آدمي اگر با يك ايده آرام نگيرد طبيعي است كه به دنبال تحقيق و بررسي آن برود. ديدگاه شهيد مطهري در مورد مقتضيات زمان برايم همواره سوال برانگيز بود طبيعي است كه براي كنكاش بيشتر به سراغ انديشه هاي جديد چون ديدگاه هاي دكتر سروش يا استاد ملكيان بروم. خلاصه كلام در واقع مي گويم كه پيگيري دغدغه هاي فكري حق هر كسي است و توصيه هايي مبني بر اينكه دنبال شبهه نرويد و امثالهم قابل قبول نيست اما در اين راه نبايد افراط كرد. ما كه قرار نيست حقيقت جوي حرفه اي باشيم بايد واقع بينانه حركت كنيم و بي خود، خود را به گرداب برخي تعارضات فكري نياندازيم. شايد اين طولاني ترين متني باشد كه در اين دوره سه ساله وبلاگ نويسي نوشته ام. شرمنده تكرار نمي شود!

جمع اعداد را وارد کنید

10 + 4 =