چند روز پيش خبر رسيد كه پدرخانم يكي از اقوام دور ما در هشتگرد سربريده شده است! گرچه آن شخص را تا كنون نديده بودم اما حادثه بسيار مهيب بود. از قضا آن شخص روزگاري امام جمعه منطقه هشتگرد و رئيس فعلي حوزه علميه آن منطقه بود. روشن بود كه ماجرا عجيب است. براي مجلس ختمش رفتم. فضا بسيار ملتهب بود و جمعيت جمع شده و شعار بر مرگ بر منافق مي داد. اطلاعات اطلاعيه داده و فضاي سنگيني ايجاد شده بود. در اين فضاي سنگين تا حدي كه مي شد پرس و جو كردم. دريافتم كه آن مرحوم توسط افرادي متعلق به فرقه علي اللهي ها كشته شده است. قاتلين هنوز شناخته نشده اند. داستان به اوايل انقلاب بر مي گردد. در آن سالهاي پر تنش، آن مرحوم كه امام جمعه بود سخنراني تندي عليه علي اللهي ها كه بخش بزرگي از مردم آن منطقه هستند انجام داده و جمعيت حاضر را تحريك كرده و براي خراب كردن يكي مقبره يكي از بزرگان آنها بسيج مي كند. جمعيت نهايتا آن مقبره را به كلي ويران مي كند. با توجه به فضاي آن زمان هواداران آن مقبره واكنشي نشان نمي دهند تا سال گذشته. سال گذشته دقيقا در همان شب، راننده لودري كه مقبره را خراب كرده بود كشتند. امسال نيز به او گفته بودند كه تو را هم مي كشيم اما باور نكرده بود. خلاصه شد آن چه شد. در زشتي اين رفتار وحشيانه ترديدي نيست خصوصا وقتي كه صحنه حادثه را از نزديك ديدم منقلب شدم. بماند كه بر خانواده اش چه گذشته است. اما يك نكته به ذهنم رسيد كه حيفم مي آيد نگويم. به اعتقاد من تحقير هواداران هيچ فرقه اي حتي اگر ضلالت آنها آشكار باشد روا نيست. مي توان به شكل منطقي و تبليغي عليه آن فعاليت كرد تا افراد كمتري به آنها بپيوندند اما خراب كردن اماكن مقدس آنها تحقيري است كه تنها واكنش هاي كور مذهبي و احساسي را ايجاد مي كند. شايد برخي بگويند كه بطلان علي اللهي ها روشن است اما به آنها بايد گفت مگر از ديد اهل سنت متعصب بطلان شيعه مشخص نيست؟ پس چرا معتقديم تخريب قبر ائمه در سامرا اقدام زشتي بود كه نبايد انجام مي دادند؟ بايد بياموزيم كه فارق از حق يا بطلان يك فرقه از تحقير آنها خودداري كنيم وگرنه نتيجه كار براي هيچ كس خوشايند نخواهد بود. - تكمله 1: اين حادثه نشان داد كه جامعه ما آبستن چه كينه هايي است و خدا نكند روزي اين كينه ها بتركد؟

جمع اعداد را وارد کنید

8 + 16 =