قبلا گفته ام و بار دگر بار اطمينان بيشتر مي گويم كه خاتمي يك سياست مدار نيست. كسي نيست كه بتوان به او تكيه كرد. نه تنها شهامت و جسارت لازم براي سياست مداري در شرايط دشوار ايران را ندارد بلكه داراي صفت ويژه اي است كه تعبير دقيق اما تند آن خيانت است. اول قابل بخشش و گذشت است اما دومي نه. هيچ اطميناني نيست كه كسي با اعتماد به او به راه افتد اما از پشت سر خنجر نزند و يا در نيمه راه و در صعوبات رهايش نكند. چنان مجذوب مشهور شدن شده كه ديگر ديسيپليني برايش باقي نمانده است. براي اينكه خود را معتدل نشان دهد همه را در كشاكشها رها مي كند. به قول عباس عبدي اينها كساني هستند كه هيچ خط قرمزي ندارند. معلوم نيست كجا ديگر حاضر به ايستادگي مي شوند. قرباني اخير اين ويژگي ليست اصلاح طلبان است. يا به صراحت بگويد كه تقلب شده و براي افشاي آن هزينه كند و يا اعتراف به شكست كند. نمي شود زيگزاگ حركت كرد. تاسف خود را براي كساني اعلام مي كنم كه با اعتماد به فردي چون او از جان و آسايش و اعتبار خود هزينه كردند. تاسف ديگر براي كساني است كه هنوز عكس چنين آدمي را اينجا و آنجا مي زنند و مي خواهند او را زنده نگه دارند.

جمع اعداد را وارد کنید

16 + 12 =