صفحه ویژه
کتاب اقتصاد برای همه
تقریظ استاد مصطفی ملکیان بر کتاب اقتصاد برای همه
ویدیو درس اقتصاد برای همه
شرح مفاهیم اقتصادی به زبان ساده در سایت وبیاد
کتابشناسی
صفحه ای ویژه معرفی کتاب

معمولا دانشجویان ایرانی هنگام انتخاب محل تحصیلات عالی تنها به رتبه دانشگاه و کیفیت درسهای ارائه شده نگاه نمی کنند بلکه این مقصود را نیز در نظر می گیرند که در جایی سرمایه گذاری کنند که بعدا بتوانند اقامت دائم و شهروندی نیز کسب کنند. با این معیار تصمیم به انتخاب دانشگاه ها برای ادامه تحصیل می گیرند. حال با این معیار به نظر من انتخاب کشور ایتالیا به عنوان مقصد تحصیل اصلا مناسب نیست. ایتالیا شاید کشور مناسبی برای اقامت کوتاه یعنی فقط درس خواندن و رفتن باشد اما جای مناسبی برای اقامت و شهروندی گرفتن نیست. نخست باید توجه داشت که بازار کار خوبی در ایتالیا وجود ندارد. اولا سطح دستمزدها در این کشور نسبت به فرانسه، سوئیس و آلمان و سوئد بسیار پایین تر است. خود ایتالیایی ها با مشکل فرار مغزها به دلیل این تفاوت دستمزد روبرو هستند. جالب است که بخشی از ایتالیایی لب مرز سوئیس زندگی می کنند زیرا ترجیح می دهند در سوئیس کار و در ایتالیا زندگی کنند. ثانیا بازار کار اینجا به روی خارجیان بسته است. توجه داشته باشید که کشور ایتالیا نسبت به دیگر کشورهای اروپایی وضعیت بسته تر و ضدمهاجرتری دارد و مهاجرانی هم که به زور وارد شده اند اصولا غیرماهر هستند و کارهای سیاه و یا سطح پایین انجام می دهند. لذا بازار کار برای مشاغل تخصصی به روی خارجیان باز نشده و اصلا از این حیث مناسب نیست. شما باید بجنگید و هزینه زیادی بدهید تا راه را باز کنید. دوم توجه داشته باشید که شهروندی گرفتن در این کشور از دیگر کشورهای اروپایی سخت تر بوده و قوانین سخت گیرانه تری دارد. در آلمان ظاهرا پس از 5 سال کار می توان شهروندی گرفت (دوران تحصیل نصف حساب می شود). در هلند هم ظاهرا وضع به همین منوال است اما در ایتالیا 10 سال پیاپی باید در اینجا بود و حقوق هم از یک حدی بالاتر باشد. تازه در این صورت باید تقاضا داد و منتظر ماند تا چند سال بعد رسیدگی شود که آیا بازی در می آورند یا نه. ایرانی هایی که 15 سال و حتی 20 سال در اینجا هستند را دیده ام که می گویند کار شهروندی شان هنوز درست نشده است! در رابطه با کارت اقامت هم به نظرم قبلم گفته ام. در دیگر کشورهای اروپایی شما ظرف دو یا سه هفته پس از وورد کارت اقامت می گیرید و با آن کارت می توانید به همه جای اروپا بروید اما در ایتالیا گرفتن این کارت حداقل 6 ماه طول می کشد. در میلان این زمان به 11 ماه هم می کشد. وقتی آن را گرفتی سر سال باطل می گردد. یعنی 1 ماه بعد و دوباره باید منتظر بمانی برای کارت جدید! دوست ایرانی ما که جراح است می گفت بعد از سی سال زندگی برای تمدید کارت خود با مشکل روبرو بوده و آخر سر پلیسی که جراحی کرده بود پارتی بازی کرده و پس از شش ماه توانست کارتش را تمدید کند! اینها مشکلاتی است که عمدا برای مهاجرین ایجاد می کنند.

جمع اعداد را وارد کنید

6 + 18 =



دوشنبه, 01 خرداد 1396 03:31
جمع بندی و نتیجه گیری اینک 20 سال از آن ایام گذشته است و جامعه ما فراز و فرود زیادی را از سر گذراند و هزینه زیادی بابت کسب این تجربه ها پرداختیم. عزیزان زیادی به زندان رفتند و آسیب دیدند. بودجه های زیادی هدر شد. امیدهای زیادی ناامید شد. افراد نالایقی بر عرصه مسئولیت رسیدند.... همه و همه هزینه های بزرگی برای کشور بود. آیا از این تجربیات می توانیم روی نکات زیر اتفاق نظر پیدا کنیم: • توسعه سیاسی با فعال کردن شکاف های فرهنگی سازگار نیست. اصلاح طلبان به جای برجسته کردن تعارض دین و غیردین و ایجاد تهدیدهای هویتی بهتر است روی شکاف های سیاسی متمرکز شوند. • به جای اینکه پیوسته دنبال راه های برد-باخت در عرصه داخلی باشیم به فکر راه های برد-برد باشیم. این راه حلها اگرچه به لحاظ روانی دردناکند اما در عوض کم هزینه هستند. آیا این فرمول نمی تواند در قضیه حصر جواب دهد؟ • تاکید بر موفقیت های گام به گام اما استوار به جای بلندپروازیهای حساسیت زا اما ناپایدار گزینه بهتری برای انتخاب کردن است • هیچ کس نمی تواند ادعای اصلاح طلبی کند اگر از نقد درون جریانی استقبال نکند. مدرن بودن و اصلاح طلبی با نقدپذیری و تاکید بر خطاپذیر بودن انسانها و مقدس نبودن فعالان سیاسی و اقدامات آنها معنا می یابد. به امید پیشبرد بیشتر اصلاحات در عرصه سیاست و اقتصاد ایران https://telegram.me/ali_sarzaeem
دوشنبه, 01 خرداد 1396 04:20
کاشکی ما هم مراسم های ورود و فارغ التحصیلی، شروع و پایان یک پروژه را به خوبی جشن بگیریم
دوشنبه, 01 خرداد 1396 06:22
خدایا ما را از شر خانواده هاشمی مصون بدار. آمین
دوشنبه, 01 خرداد 1396 06:33
خیلی تمایل به توضیح در مورد نوشته قبل ندارم فقط نگرانم
دوشنبه, 01 خرداد 1396 08:05
چرا باید نگران اصلاح طلبی باشیم؟ روشن است که بچه داشتن صرفا به دنیا آوردن بچه نیست بلکه گام به گام باید مراقب بود تا این بچه بزرگ شود و پرورش یابد تا به یک مرد یا زن بالغ تبدیل شود و نهایتا بتواند روی پای خود بایستد و زندگی خود را تشکیل دهد. در همه این فرآیند باید مراقبت کرد. به همین قیاس نهاد دمکراسی و اصلاح طلبی در کشور نیازمند مراقبت است تا بتواند جان بگیرد. از یک سو باید پیوسته با اطرافیان خود در جامعه گفتگو کنیم تا آنها را همراه سازیم. از سوی دیگر باید با بازیگران حکومتی گفتگو کرد تا مانع نمو و بالندگی آن نشوند و کمتر به آن آسیب رسانند. هم زمان باید مراقبت کرد تا بازیگرانی که به عنوان اصلاح طلب وارد مسئولیت می شوند رفتارها و اقداماتی نکنند که به اصل این ریشه و نهاد آسیب رساند. سختی کار این است که همه این امور توسط انسانهایی صورت می گیرد که همه ویژگی های انسانی را دارند یعنی معصوم نیستند و خطا می کنند، ترجیحات و منافع فردی دارند، گاه احساسات بر عقل آنها غلبه می کند، گاه دانش و تحلیل درستی در مورد مسائل ندارند. همه اینها احتمال خطا در رفتار بازیگران اصلاح طلب را زیاد می کند. چگونه می شود این خطا را کم کرد؟ با نظارت اجتماعی و حضور در صحنه! این اشتباه است که رای بیاندازیم وکار را به امید خدا رها کنیم و بعد ببینیم چه محصولی عمل آمده است. باید از همان گام اول مراقب بود تا این نهال کج روی نکند، از آفت ها در امان ماند، ویژگیهای منفی انسانی موجب عملکرد نادرست سازمانی نشود. باید نقاط ضعف یک فرد با نقاط قوت فرد دیگر پوشش داده شود و نهایتاً آنقدر نظارت و فشار درست از بیرون وجود داشته باشد که بازیگران در صحنه حکومت راهی جز اتخاذ تصمیمات درست نداشته باشند. تجربه ناموفق شورای شهر اول و ناکامی های اصلاح طلبی و از آن مهمتر ناکامی در تحقق توسعه اقتصادی پیش روی ماست. اینکه یک لیست رای آورد تضمین نمی کند که عملکرد خوبی هم داشته باشد. اینکه آقای روحانی رای آورد تضمین نمی کند که دولت خوبی هم ایجاد شود و عملکرد خوبی داشت باشد. باید در طی مسیر هم مراقب بود. اگر بهروزی ما به توفیق پروژه اصلاح طلبی گره خورده و اگر واقعا آرزومندیم که وضعیت کشور بهبود یابد نباید بعد از انتخابات به حاشیه رفت بلکه باید با چشمان نگران روند امور را دنبال کرد و به سهم خود برای تداوم اصلاحات اقدام کرد. https://telegram.me/ali_sarzaeem
چهارشنبه, 03 خرداد 1396 03:22
چشم اندازهای بحران در قاره آسیا چندی قبل با دوستی در مورد سرنوشت داعش و تفکرات تکفیری صحبت می کردم. به او گفتم که این جریان در عراق به زودی تمام می شود و در سوریه نیز تحت کنترل است ولی فکر می کنی از کجا سر بر آورد؟ پاسخ داد شمال آفریقا یعنی لیبی، مصر، تونس و مراکش. لبخندی زدم و گفتم تو به مناقشات موجود در آنجا نگاه کردی و گفتی ولی بحران تروریسم از آسیای جنوب شرقی برخواهد خواست! برایش خیلی تعجب آور بود. برایش گفتم که در سفر چین با دوستانی از اندونزی هم صحبت شدم. مسلمانان مقید و روشنی بودند. می دانید که اندونزی پرجمعیت ترین کشور اسلامی به شمار می رود با جمعیتی حدود 250 میلیون نفر. آنها برایم می گفتند که جریانات مذهبی در دانشگاه ها خیلی قوی است و جز یک اقلیت خیلی کوچک بقیه مذهبی هستند. در این مذهبی ها هم اکثریتی شبیه دو سوم متعلق به جریان سلفی هستند و یک سوم باقی مانده گرایشات اخوانی دارند! امروز در خبرها خواندم که یک شهر در فیلیپین تحت سلطه داعش در آمد. فکر نمی کردم که این پیش بینی به این زودی محقق شود! دوران سختی پیش روی آسیا و جهان است. شکر خدا ما در داخل از این مرحله گذر کردیم. فداکاری های زیادی صورت گرفت که این جریان در بیخ گوش ما در عراق، سوریه و لبنان مهار شد. بقیه پیش بینی نگران کننده ام ظهور افراط گری در منطقه قفقاز است. خدا به خیر بگذراند. https://telegram.me/ali_sarzaeem
چهارشنبه, 03 خرداد 1396 05:40
هر سال در هنگام فتح خرمشهر هم زمان شوق شنیدن این خبر در کودکی هم زمان با درد ناشی از شهادت بیش ا 4000 نیروی ایرانی در آن عملیات به ذهنم سرازیر می شود. سالروز فتح خرمشهر مبارک و یاد و خاطره همه کسانی که بی ادعا فداکاری کردند گرامی باد.
جمعه, 05 خرداد 1396 02:31
پاسخ به نقد آقای زمانیان با عنوان پوپولیسم در خدمت پوپولیسم ????دوست خوبم آقای زمانیان در ایام انتخابات نقدی منتشر کرد با عنوان «پوپوليسم در خدمت پوپوليسم: نقدي بر پوپوليست‌شناسي‌هاي!! وطني در آستانه انتخابات» که پاسخ آن را به بعد از انتخابات موکول کردم. اما جواب من: ☑️نکته اول ایشان این است که چرا مصادیق پوپولیسم را در دوره آقای احمدی نژاد و در دیدگاه های رقیب آقای روحانی با دقت رصد کرده ایم ولی در مورد طرح تحول سلامت که از دید ایشان «ستاره‌اي درخشان در سپهر پوپوليزم ايران ماندگار شده» سخنی نگفته ایم. پاسخ ایشان این است که ما چهار سال دولت روحانی هم در صحنه مطبوعات و هم از طریق گزارشهای کارشناسی تا جایی که ظرفیت داشتیم نقدهای خود را آشکارا مطرح کردیم و به وظیفه خود تا جایی که می دانم عمل کردم. البته در زمان انتخابات آدمی باید کیاست داشته باشد و بداند که در این مقطع آیا لازم است نقد روحانی صورت گیرد؟ آیا اینگونه به گزینه ای بهتر می رسیم یا گزینه ای بدتر؟ چون تصور من این بود که به گزینه ای بدتر می رسیم نقد روحانی را در ایام انتخابات متوقف کردیم. در مورد طرح تحول سلامت خود من شاید اولین کسی بودم که در مجموعه اندیشکده حاکمیت اشکالات این طرح را گفتم. شاید شما و خیلی به خاطر نداشته باشند ولی دو سرمقاله روزنامه جهان صنعت به تاریخ 10 خرداد 93 و 1 بهمن 93 و مقاله ای در ویژه نامه عید 94 در نقد آن منتشر کردم. باز هم اگر خاطرشان باشد می خواستم دو پیوست در کتاب پوپولیسم ایرانی اضافه کنم که یکی مصداقی از پوپولیسم در دوره خاتمی بود و دیگری مصداقی از پوپولیسم در دوره روحانی. به دو دلیل از انجام آن منصرف شدم که یکی از آنها عدم اشراف لازم به قضیه طرح تحول سلامت بود. در حدی که به عنوان اقتصاددان می فهمیدم در سرمقاله ها منتشر کردم ولی اگر بیشتر می خواستم با آن مخالفت کنم باید روی اقتصاد بهداشت تمرکز می کردم ولی این فرصت را نیافتم. مطمئن نیستم که دوستان ایشان نیز بنیان نظری لازم برای ورود به این مسئله را داشته باشند. ورود ناقص برای جنگیدن با یک مسئله مهم مثل طرح تحول سلامت ضرر بیشتری دارد تا نفع بیشتر. تنها کاری که از دست دوستانمان برآمد این بود که اصلاحاتی در طرح تحول سلامت را به عنوان برنامه دولت دوازدهم نهایی کردند تا هر کس که وزیر بهداشت شد ناگزیر از اجرای آن اصلاحات شود تا روند فزاینده هزینه های آن مهار شود. باید این نکته را نیز اضافه کنم که طرح تحول سلامت جنبه های مثبت قابل توجهی هم دارد که قضاوت شما مبنی بر آنکه ستاره درخشان در سپهر پوپولیزم ایران است را قضاوتی غیرمنصفانه می کند. ☑️نکته دوم ایشان این است که چرا فرق متغیر اسمی و واقعی را در ادعای رقبای روحانی مبنی بر پرخرج بودن دولت یازدهم لحاظ کردم ولی در مورد ادعای قالیباف مبنی بر 5/2 برابر درآمد ملی آن را لحاظ نکردم. پاسخ این است که این توجیهی بود که بعدا برخی علم کردند تا بگویند حرف قالیباف خیلی پرت نبود. واقعا اگر از خود ایشان سوال می کردید که منظور شما درآمد واقعی است یا اسمی می گفت واقعی چون خود ایشان صریحا گفت که من همزمان با سیاست های انبساطی قیمت ها را هم کنترل می کنم تا تورم نشود! ☑️نکته سوم ایشان این است که چرا به اشتغال یک میلیون نفری حمله کردید وقتی در قانون برنامه هدف 950 هزار نفر بود؟‌ تا جایی که یادم هست من شخصا به اشتغال یک میلیون نفر در سال حمله نکردم ولی به نظرم خود این هدف در قانون برنامه هم محل اشکال بود. من نمی دانم که هدف تعریف شده توسط برنامه ششم توسط سازمان برنامه تعیین شده بود یا مثل خیلی اهداف دیگر به زور نمایندگان مجلس گنجانده شد. من به اشتغال زایی پتروشیمی حمله کردم. https://telegram.me/ali_sarzaeem
جمعه, 05 خرداد 1396 02:32
پاسخ به نقد آقای زمانیان با عنوان پوپولیسم در خدمت پوپولیسم- ادامه???? ☑️نکته چهارم این بود که ایشان گفتند وعده دولت مبنی بر اینکه با برجام همه تحریم ها حذف می شود ولی بعدا گفتند منظور تحریم های هسته ای بود یک رفتار پوپولیستی است. همچنین اضافه کردند آیا چشم پوشی بر ادعای آقای روحانی مبنی بر اینکه کسانی می خواهند پیاده روها را دیوار بکشند چشم پوشی از پوپولیسم روحانی نیست؟ سپس مرا متهم کردند که معیار دوگانه ای در مواجهه با پوپولیسم اتخاذ کرده ام یعنی پوپولیسم روحانی را نادیده می گیرم ولی پوپولیسم دیگران را نمی بخشم. پاسخ من این است که به کلمات جفا نکنیم و نخواهیم همه بدیها را در درون کلمه پوپولیسم بگنجانیم و بعد با آن برچسب همه را به چوب پوپولیسم برانیم. هر اشکالی یک اسم دارد و پوپولیسم معنای مشخصی دارد که تلاش کردم در فصل اول کتاب آن را مشخص کنم. تعریف دقیق آن این است که رابطه مالی نامتوازن میان دولت و جامعه برقرار شود و کسی آن را اهرم کسب محبوبیت و رای قرار دهد. تعریف ساده آن این است که منافع بزرگ بلندمدت قربانی منافع کوتاه مدت کوچک شود. با این تعریف طرح موضوع کشیدن دیوار دیگر پوپولیستی نیست ولی می تواند رقیب هراسی نام گیرد. من شخصا با این حرف آقای روحانی مخالف بودم و همانطور که در نوشته اخیر در نقد دوم خرداد آوردم صلاح کشور در این نیست که شکاف فرهنگی را تشدید کرد بلکه باید شکاف سیاسی را برجسته کرد. اگر آقای روحانی به بازداشت یاشار سلطانی بعد از افشاگری اعتراض می کرد صدها مرتبه بهتر از طرح دیوارکشیدن در پیاده رو بود. بگذریم. ☑️نکته پنجم آنکه متهم شده ام به اینکه نسبت به پوپولیسم دولتی تغافل کرده ام. واقعیت این است که در ایام انتخابات بی طرفی را قبول نداشتم و آن مقطع را زمان رفتار سیاستمدارانه می دانستم و به همین دلیل نقد روحانی را به تعویق انداختم. گفته شده که ادامه این مسیر به حاکمیت پوپولیسم در دولتی فعلی می انجامد. پاسخ این است که اگر مصلحت انگاری رویه گردد قطعا همین طور است. به همین دلیل معتقدیم از فردای انتخابات باید چاقوی نقد را تیز کرد و تحلیل هایی چون آب به آسیاب دشمن نریختن را کنار گذاشت. ایشان اضافه کرده اند «پوپوليسم ريشه در فرهنگ ما دارد و ريشه کن کردن آن ردايي فراتر از قامت ژورناليست‌هاي سياسي و نگاهی وسیع‌تر از مشاوران انتخاباتي اصلاح طلب و اصولگرا مي‌طلبد. بهتر آن بود که لااقل رعايت انصاف مي کرديد و با ترسيم واقعيت موجود از مردم مي‌خواستيد که از باب مصلحتِ کشور از ميان دو گروهي که بنا بر آموزه‌هايتان، بايد آنها را پوپوليست‌ها و پوپوليست‌ترها بدانيد، گروه اول را برگزينند». منصفانه نگاه کنید در این انتخابات کدام وعده پوپولیستی از سوی آقای روحانی داده شد؟ در حالیکه بمباران وعده های معیشتی از یک سو اعلام می شد در سمت آقای روحانی حداکثر مقاومت در برابر ابراز وعده هایی از این دست صورت گرفت که در سپهر سیاست ایران یک مدال زرین و افتخار به شمار می رود. بنده هم معتقدم که مساله اصلی پوپولیسم بیش از آنکه مساله جانب عرضه باشد مساله جانب تقاضاست یعنی تفکر توده مردم در بسیاری از حوزه ها اشکال دارد و همین امر عرصه را مستعد پذیرش پوپولیسم می کند. به سهم خود در این زمینه تلاش می کنم. ☑️نکته آخر خیرخواهانه گفته شده که تعریف افراد اقتصادنخوانده موجب نشود که دچار توهم شوم که همه مطالبی که می نویسم درست است. به تعبیر ایشان «اجازه ندهيد امر بر شما مشتبه گردد و خداي نکرده گمان کنيد تعريف وتمجيد عوام اقتصاد نخوانده محک مناسبي در عرصه علمي به شمار می‌رود». تذکر درستی است ولی چه کنم که بسیاری از دوستان مرا از نقدهای آموزنده خود محروم می سازند. به تجربه در مورد بسیاری از افراد سرشناس کشور دیده ام که نقد ناشده باقی ماندن توهم دانایی ایجاد می کند. لذا خواهش مشفقانه همه دوستان اعم از اقتصادخوانده یا نخوانده آنست که مرا از نقد نوشته هایم محروم نسازند و رضایت ندهند که در جهل مرکب باقی بمانم. ⏹توفیق همگان را از خداوند خواستارم https://telegram.me/ali_sarzaeem
شنبه, 17 تیر 1396 03:25

نه به موفقیت سیاسی به خاطر پرهیز از خشونت???? ⏹به عنوان یادگار جمله‌ای از گاندی در صفحه 62 این کتاب را با شما در میان می‌گذارم: «همه عمرم برای آزادی هند تقلا کرده‌ام. اما اگر مجبور شوم آن را با خشونت به دست آورم، آزادی را نخواهم خواست». به نقل از کتاب گاندی و استالین، لویی فیشر، ترجمه غلامعلی کشانی، ص 62 ⏹خاطرم می‌آید که سالها قبل در مورد دولتی‌سازی شرکت‌ها در اول انقلاب تحقیق می‌کردم و به همین واسطه به نام آقای معین فر برخوردم. ایشان جزو اولین رئیس سازمان برنامه بعد از انقلاب بودند و از اعضای نهضت آزادی به شمار می‌رفتند. توانستم وقت ملاقات بگیرم و گفتگویی انجام دهم. از آن جلسه پرثمر چند نکته مهم آموختم. یکی از آموخته‌ها این بود. ایشان می‌گفتند که ما وقتی جوان بودیم برای ملی کردن صنعت نفت تلاش می‌کردیم و انجام این کار یک نوع آرزو برای ما بود. مهمترین مانع برای تحقق آن وجود شخصیت رزم‌آرا بود. رزم‌آرا فرد مهمی بود که با این کار مخالف بود و تا وقتی بود تصور می‌کردیم که تحقق ملی کردن صنعت نفت ممکن نیست. لذا وقتی رزم‌آرا ترور شد آنقدر خوشحال شدیم که نمی‌توان آن را وصف کرد زیرا می‌گفتیم بزرگترین مانع ملی کردن نفت از پیش پا برداشته شد. الان که سالها از آن زمان گذشته و چند دهه تجربه سیاسی آموخته‏ام بر اساس آن اندوخته می‏گویم که ای کاش رزم‏آرا ترور نمی‌شد و ملی کردن صنعت خیلی دیرتر اتفاق می‏افتاد. موفقیت سیاسی که به بهای خشونت رخ دهد ارزشمند نیست و زیانهایی دارد که آن زمان نمی‌دیدیم ولی الان ترجیح می‌دهم موفقیت سیاسی دیرتر به دست آید ولی از راه خشونت نباشد. https://telegram.me/ali_sarzaeem




@ali_sarzaeem


 

یادداشت های روزانه من

چهارشنبه, 06 مرداد 1395

چند ماه قبل دکتر میدری معاونت رفاه وزارت کار، در مرکز بررسیهای استراتژیک سخنرانی مهمی داشت که نکاتب برجسته آن را می آورم. بوجه رفاهی کشور 95 هزار میلیارد تومان است که شامل آموزش و پرورش نمی شود (در برخی کشورها آموزش و پرورش جزو سرفصل رفاهی است) دولت برای سبد کالا 1700 میلیارد...

ادامه مطلب...

شنبه, 12 تیر 1395

خلاصه سخنرانی شانتا دوارجان- اقتصاددان دفتر خاورمیانه بانک جهانی خاورمیانه خاستگاه آموزش عالی بوده است. ایران، مراکش و مصر سه تا از قدیمی ترین دانشگاه های جهان را داشته اند. با این حال از کل دانشگاه های کشورهای عربی تنها سه دانشگاه در لیست 500 دانشگاه برتر هستند و تقریبا هیچ...

ادامه مطلب...

چهارشنبه, 09 تیر 1395

پاسخ نویسنده به سوال فوق مثبت است. پنج مثال برای این مدعا مطرح می کند. 1) کار کودکان: رقابت شدید موجب می شود که استخدام و به کارگیری کار کودکان مزیت رقابتی ایجاد کند (حتی با فرض بهره وری کمتر آنها نسبت به بزرگسالان) 2) رشوه برای کاهش مالیات: فشار رقابت انگیزه برای رشوه دهی برای...

ادامه مطلب...

سه شنبه, 25 اسفند 1394

به سنت هر سال تلاش می‌کنم یکی از دیدگاههایی که از تجربه زندگی به آن رسیدم را به مناسبت عید تقدیم کنم. یکی از پدیده‌های زندگی جمعی ما آنست که انسانها عقاید مختلف دارند. این امر در عین حال که شاید بدیهی به نظر رسد می‌تواند خیلی هم عجیب باشد چرا که اگر قرار باشد استدلال و منطق...

ادامه مطلب...

دوشنبه, 16 آذر 1394

اخیراً دوستی نسبت به نیافتن شغل پس از گذراندن مقطع کارشناسی ارشد در رشته اقتصاد شکایت کرده و گفته که اگر نجاری و آهنگری آموخته بود در وضعیت بهتری قرار می‌داشت و برای برون‌رفت از این وضع طلب مشورت کرده بود. ضمن ابراز تاسف از این مسئله باید گفت که بخشی از این مشکل به شرایط کشور...

ادامه مطلب...

مطالب پیشنهادی از دیگر سایت ها