; وبسایت شخصی علی سرزعیم - پکن نامه-پکن نامه 9 –علوم اجتماعی
مسیر سایت: وبسایت شخصی علی سرزعیم » پکن نامه » پکن نامه 9 –علوم اجتماعی

پکن نامه 9 –علوم اجتماعی

علوم اجتماعی چین تا دهه 90 میلادی متاثر از دانش و سنت تاریخی طولانی این کشور بوده است و افراد کتاب های تاریخی و یافته های سنتی را مبنای مطالعات اجتماعی خود قرار می دادند. بیش از هر کس و هر چیز البته کنفوسیوس و اندیشه­هایش بر هویت و اندیشه چین موثر بوده و هنوز هم هست. در فاصله انقلاب چین تا فروپاشی شوروی، چین در علوم اجتماعی ملهم از شوروی بود. تنها از دهه 90 بوده که چینی ها برای تحصیل علوم اجتماعی به غرب رفتند و علوم اجتماعی مدرن با روش های آن را آموختند. الان یک اختلاف شدید در میان دانش آموختگان چینی هست. کسانی که تحصیل­کرده علوم اجتماعی جدید هستند به گفته برخی مسئولین چینی صرفا نسخه های بازار آزاد را برای حل مسائل چین پیشنهاد می کنند که با نظام سوسیالیستی و وضعیت خاص چین سازگار نیست (تقریبا شبیه بحثی که ما در داخل داریم که بالاخره علم اقتصاد و علوم اجتماعی مدرن را قبول داریم یانه). در چین چهار دسته مراکز تحقیقاتی وجود دارد: مراکز تحقیقاتی دولتی، مراکز تحقیقاتی حزبی، مراکز تحقیقاتی نظامی و مراکز تحقیقاتی بخش خصوصی. در چین 5 لایه حکومتی وجود دارد و سه لایه اول هر کدام دارای مراکز تحقیقاتی خود هستند. آکادمی علوم اجتماعی که میزبان ما بود بزرگترین مرکز تحقیقاتی آنها به شمار می رود. این تشکیلات حدود سه هزار و دویست محقق دارد که هزار و دویست نفر آن رتبه عالی senior دارند و در مراکز تخصصی تر مثل موسسه مطالعه آسیای میانه و قفقاز، موسسه مطالعه خاورمیانه، .... سازماندهی شده اند. شعبه های استانی آن زیرنظر لایه دوم حکومت یعنی استان­داری ها فعالیت می کند. مدرسه عالی علوم اجتماعی که زیرنظر همین آکادمی است در واقع اعضای هیئت علمی اش محققین همین مرکز هستند و سالانه حدود هزار و چند صد نفر در مقطع دکترا فارغ التحصیل می­دهد!!! مدارس حزبی نه تنها دیسیپلین خاصی دارند بلکه حول آموزش تئوری مارکس و فلسفه تاریخ سوسیالیسم آموزش هایی ارائه می کنند. درکنار اینها البته دانشگاه­ها هستند که ضلع پنجم نظام علمی و تحقیقاتی را تشکیل می­دهند. هر سال 6 تا 7 میلیون نفر از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند که نزدیک به نیمی از آنها در حوزه liberal art که احتمالا همان هنر می شود فارغ التحصیل می شوند. چون بنگاه­های چینی به لحاظ مالی قوی شده­اند با کمک آنها نطفه برخی مراکز تحقیقاتی خصوصی نیز شکل گرفته ولی هنوز بسیار کوچک و ضعیف هستند. اعضای حزب کمونیست هر سال باید در دوره­هایی شرکت کنند تا دانش خود را به روز کنند. کنگره حزب کمونیست هر کدام یک مرکز تحقیقاتی دارند که کارش جمع بندی گزارش ها و توصیه های مراکز تحقیقاتی مختلفی است که در موضوعات گوناگون عرضه شده است. دولت نیز یک مرکز تحقیقاتی دیگر دارد که کارش تمهید سیاست های اجرایی مصوبه کنگره و باز جمع بندی نسخه های پیشنهادی مراکز علمی مختلف است. در پایان حکایتی از کنفوسیوس که الهام بخش هویت و زندگی بخش بزرگی از چینی هاست را نقل می کنم. می گویند کنفوسیوس پس از اینکه سمت مشاورت پادشاه کنار گذاشته شد به مرگ محکوم شد و به زندان انداخته شد تا فردا صبح اعدام شود. همین که وارد زندان می شود داد می زند که نگهبان نگهبان یک چیز مهم بیا و ببین. نگهبان سرآسیمه می آید می گوید چه شده؟ کنفوسیوس می گوید نگاه کن این پروانه را. وقتی بالهایش را باز می کند یک رنگ است و وقتی می بندد رنگش عوض می شود. نگهبان می گوید تا کنون فکر می کردم کنفوسیوس فرد حکیمی است نمی دانستم که اینقدر احمق است که وقتی فردا قرار است اعدام شود به زیبایی پروانه نگاه می کند. کنفوسیوس می گوید اتفاقا دلیل حکمتش همین بس که شادی و لذت الان خود را قربانی غم فردا نمی کند. شاد باشید!