; وبسایت شخصی علی سرزعیم - پکن نامه-پکن نامه 12- همکاری های منطقه ای چین
مسیر سایت: وبسایت شخصی علی سرزعیم » پکن نامه » پکن نامه 12- همکاری های منطقه ای چین

پکن نامه 12- همکاری های منطقه ای چین

شاید ندانید که چین در صد سال قبل از ظهور کمونیسم تحت سلطه خارجی­ها بوده است. نخست چین در جنگ موسوم به تریاک از انگلیسی­ها شکست خورد و بعد از آن ژاپنی­ها به چین سرازیر شدند. لذا یک کینه تاریخی در چین نسبت به ژاپن وجود دارد و یک جورهایی می شود اختلاف با ژاپن بر سر چند جزیره بی ارزش را هم به آن کینه نسبت داد. شاید ملتی که از بمباران هسته ای ژاپن خوشحال شد چینی ها باشند. بهرصورت قدرت اقتصادی ژاپن و کره غیرقابل انکار است و یک جورهایی این دو کشور مایه غبطه چینی ها هستند و جوانان چینی خیلی تحت تاثیر این دو کشور قرار دارند تا غرب. در واقع فرهنگ غرب از خلال این دو کشور به چین وارد شده است. به رغم همه این مسائل منطق اقتصادی تا کنون روابط اقتصادی و تجاری میان چین و این دو کشور را جلو برده ولی مذاکرات چندجانبه برای رسیدن به یک توافق بلندمدت و سیستماتیک به شکل ناتمامی ادامه دارد. چین قصد دارد تا مسیر جاده ابریشم (silk road) را هم در خشکی و هم در دریا فعال کند. کشورهای آسیای میانه نظیر تاجیکستان و ازبکستان مشتاق این امر هستند. ایران و ترکیه نیز قطعا از این امر برنده می شوند چون در این مسیر اقتصاد همه کشورها منتفع خواهد شد. همکاریهای چین با کشورهای آسیای جنوبی یعنی میانمار، بنگلادش و هند متوقف به نحوه مشارکت هند است. همکاری چین با پاکستان موجب نگرانی هند شده چرا که احساس می کند چین دارد با قراردادهای مختلف با همسایگان هند، این کشور را محاصره می کند. در آسیا نیز چشم امید بسیاری از کشورهای آسیای جنوب شرقی به چین است. چین بازار بزرگی برای این کشورهاست و امیدوارند که مقصد سرمایه گذاری خارجی چین قرار گیرند. در حال حاضر این نگرانی برای مردم این منطقه هست که چین صنایع خود را در آینده به جای اینکه به کشورهای آنها منتقل کند به آفریقا ببرد. واقعا این نگرانی نیز به جا است. اگرچه از طریق آسه آن چین تمایلش را برای گسترش همکاری­ها به عرصه اقتصاد اعلام کرده اما مناقشات ارضی با دیگر کشورهای همسایه مانعی در این راه است. چینی­ها فکر می کنند که آمریکایی ها می خواهند با برجسته کردن این مسائل مانع توفیق اقتصادی چین شوند. از سوی دیگر معتقدند که سیاست خویشتنداری (self restrain) که از زمان شروع اصلاحات توسط دن شیائوپینگ اعمال شد نتیجه­ای در بر نداشته و بالاخره چین باید این مشکلات ارضی را به نحوی حل کند و گذر زمان آنها را حل نخواهد کرد. روسیه خصوصا بعد از تحریم های ناشی از جنگ اکراین همکاری خود را با چین تشدید کرده و تمرکز خود را از اروپا به چین معطوف کرده است. چین هم به فکر این است که در سمت شمال شرق خود یعنی کره شمالی، مغولستان و روسیه نیز شاهد رشد همکاری باشد. سالهاست که چین مذاکراتی را با شورای همکاری خلیج فارس شروع کرده ولی تا کنون نتوانسته با عربستان که مهمترین بازیگر این شوراست به توافقی رسید. همکاری اقتصادی چین با ایران پس از تحریم افزایش یافته است. ظاهرا چین تنها کشوری است که در اوج تحریم ها کماکان خریدار نفت ایران بود و تامین کالاهای مورد نیاز و فاینانس پروژه هایی را قبول کرد. حال آیا نرخ این فاینانس ها عادلانه و منصفانه بوده یا نه بحث دیگری است. خود چینی­ها می­گویند که در مورد خاورمیانه اکثریت تحلیلگران چینی معتقدند که خاورمیانه جای خیلی پیچیده­ای است و بهتر است که چین اصلا به جز در حوزه تجارت حضور و مداخله­ای نداشته باشد. گرفتار شدن آمریکا در افغانستان و عراق و سابق بر این شوروی در افغانستان نمونه های پیش روی چین است.